نوشته های من

به راستی که در جانش غوغایی برپا بود!

نبض می تپید،

خون می دوید،

روح می خندید،

خواب می پرید،

عقل می ترسید

.

.

.

عشق می رسید!

 

فریبا فوقانی

نوشته شده در دوشنبه ۱۱ آبان ۱۳٩٤| ساعت ٥:٥٥ ‎ق.ظ| توسط فريبا | نظرات () |

 















سفارش قالب وبلاگ کتابخانه ی عجیب. سفارش قالب وبلاگ خصوصی