نوشته های من

اتفاق، اتفاق افتاد!

نشانه هایش را دنبال کردم،

و نه تنها در مه مبهم خیال

که در آفتاب روشن زلال پیدا شد!

اتفاق، اتفاق افتاد... او برگشت!

فریبا فوقانی

نوشته شده در جمعه ۱ آبان ۱۳٩٤| ساعت ٢:۱٧ ‎ق.ظ| توسط فريبا | نظرات () |

 

خوشبختی همان حل شدن در قند نگاه توست!
فریبا فوقانی
نوشته شده در پنجشنبه ۳٠ مهر ۱۳٩٤| ساعت ٤:۱۳ ‎ق.ظ| توسط فريبا | نظرات () |

 

ننویس!
ننویس جانم!
دیوار احساسم معطل یک تلنگر است،
با سر انگشتِ خواستنت، می ریزد! 

فریبا فوقانی 

نوشته شده در چهارشنبه ٢٩ مهر ۱۳٩٤| ساعت ٢:۳٩ ‎ق.ظ| توسط فريبا | نظرات () |

 


من را می بخشی؟
منی که همه ی تلاشم را کردم تا برایت بمیرم
امــــــــــــــــا نشد!

فریبا فوقانی 

نوشته شده در سه‌شنبه ٢۸ مهر ۱۳٩٤| ساعت ٤:۳٧ ‎ق.ظ| توسط فريبا | نظرات () |

 


چقدر دل من تنگ است!
تنگ از اشک هایم،
تنگ از نبودن هایت

چقدر سرِ من گرم است!
گرم دلتنگی هایم،
گرم نبودن هایت

چقدر اشک های من تلخ است!
تلخ از دلتنگی هایم،
تلخ از نبودن هایت

دلم تنگ است، اشک ها و نبودن هایت تلخ... بیا

فریبا فوقانی 

نوشته شده در دوشنبه ٢٧ مهر ۱۳٩٤| ساعت ۳:٤٢ ‎ق.ظ| توسط فريبا | نظرات () |

 


عجب آغوش گرمی دارد این صدای تو!
به نام که می خوانی، دلم گُر می گیرد...

"فریبا فوقانی" 

نوشته شده در یکشنبه ٢٦ مهر ۱۳٩٤| ساعت ٥:۳٦ ‎ق.ظ| توسط فريبا | نظرات () |

 

 

رفتی
بی عشق ماندم
پوچ و سرگردان
شبیه به دهکده ای ریاضی که اعدادش کوچ کرده باشند!

فریبا فوقانی 

نوشته شده در جمعه ٢٤ مهر ۱۳٩٤| ساعت ٤:۱٧ ‎ق.ظ| توسط فريبا | نظرات () |

 

 

همان که عشق را خلق کرد،
زن را هم آفرید تا بدون هیچ تردیدی، از جنسِ هم، دست در دست هم،
جهان را به زانو درآورند! 

فریبا فوقانی 

پ.ن: وبلاگ نویسی یه اعتیادیه که به این راحتی نمی شه ترکش کرد! 

نوشته شده در پنجشنبه ٢۳ مهر ۱۳٩٤| ساعت ۱:٢٩ ‎ق.ظ| توسط فريبا | نظرات () |

 















سفارش قالب وبلاگ کتابخانه ی عجیب. سفارش قالب وبلاگ خصوصی