نوشته های من

روحت که لطیف شد،
تب تند و داغ که تمام وجودت را در بر گرفت،

حساس و عاشق پیشه که شدی
اشکهایت که با کوچکترین تلنگری چکید،
دل و دینت را که با هم دادی،
تازه آنوقت است که
بیشتر از هر وقت دیگری
محتاج "دوستت دارم" هایش می شوی

"فریبا فوقانی"

www.facebook.com/fariba.foghani 

نوشته شده در چهارشنبه ٥ شهریور ۱۳٩۳| ساعت ٤:٥٢ ‎ب.ظ| توسط فريبا | نظرات () |

 

می خواهمت
بیشتر از همیشه
و بدون هیچ تایی
.
.
.
و هرگز هیچ چیزی را که
به تو مربوط باشد
از خاطر نخواهم برد!
هرگز 

"فریبا فوقانی"
 

نوشته شده در یکشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩۳| ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ| توسط فريبا | نظرات () |

 

چه سخاوتمندانه می خندد این خورشید!
نکند دوباره تو از خانه بیرون آمده ای؟

"فریبا فوقانی"

 

نوشته شده در شنبه ۱٠ خرداد ۱۳٩۳| ساعت ۳:٤۳ ‎ب.ظ| توسط فريبا | نظرات () |

 

 سکوتم را میشنوی؟
بی پروا تو را فریاد می زند!

"فریبا فوقانی"

www.facebook.com/fariba.foghani 

نوشته شده در پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳٩۳| ساعت ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ| توسط فريبا | نظرات () |

 















سفارش قالب وبلاگ کتابخانه ی عجیب. سفارش قالب وبلاگ خصوصی