نوشته های من

سرمشق من اسم تو بود
اسمی مث جادوی شب
یه اسم از بر کردنی
شعر تماس دست و لب
حادثه ی ساده شدن
شکستن تو پیش من
دفتر تب کرده ی ما
کاغذ مرد و شعر زن
تخته سیاه بی صدا
پر از ترانه های ما
اسم تو شکل قلب من
پای همه جریمه ها 
هنوز می خوام از تو بگم
با این دو دست جوهری
بگم که دل خط خطیه
از اون نگاه سرسری!
می خوام نترسم سر صف
هنوز می خوام خطر کنم
مثل شبای امتحان
فقط تو رو از بر کنم

"شهیار قنبری"
خیلی این شعرو دوست دارم... بی نهایت شیرینه و کلی حرف توشه... منو می بره به روزای رویایی گذشته <3 

نوشته شده در سه‌شنبه ٧ بهمن ۱۳٩۳| ساعت ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ| توسط فريبا | نظرات () |

 

نوشته شده در دوشنبه ٦ بهمن ۱۳٩۳| ساعت ۳:۳٤ ‎ب.ظ| توسط فريبا | نظرات () |

 




و گاهی هم او می رود تا من بمیرم!
"فریبا فوقانی"

facebook.com/fariba.foghani
fariba.foghani اینستاگرام 

نوشته شده در یکشنبه ٥ بهمن ۱۳٩۳| ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ| توسط فريبا | نظرات () |

 

آنقدر خوش بودم
آنقدر داشتمت،
آنقدر مال من بودی
و انقدر نگاهت کردم
که دیگر تاب نیاوردم؛
از خواب پریدم!!! ناراحت
می خواهمت...


"فریبا فوقانی"
اینستاگرام: fariba.foghani
facebook.com/fariba.foghani 

نوشته شده در چهارشنبه ۱ بهمن ۱۳٩۳| ساعت ۱:٥۸ ‎ب.ظ| توسط فريبا | نظرات () |

 















سفارش قالب وبلاگ کتابخانه ی عجیب. سفارش قالب وبلاگ خصوصی